برداشت‌های جدید و میخ آخر به تابوت زاینده‌رود

برداشت‌های جدید و میخ آخر به تابوت زاینده‌رود_62a82efb16a43.jpeg

ایسنا/اصفهان وقتی تاجری ورشکسته می‌شود اگر بخواهد با همان شیوه قبلی جلو برود تا بتواند بدهی‌هایش را پرداخت کند هر روز بیشتر بدهکار می‌شود، حالا این حکایت حوضه زاینده‌رود است که هر روز بار بیشتری بر دوش آن گذاشتیم و حق‌هایی به ناحق ایجاد کردیم، حتی در همین شرایط هم بارگذاری‌های جدیدی در حال انجام است که میخ آخری بر تابوت حوضه زاینده‌رود است.
مسعود ترابی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: از قدیم گفته‌اند آب که سر بالا برود قورباغه ابوعطا می‌خواند، درست است این یک ضرب‌المثل است، ولی یک واقعیت تاریخی است، یعنی سر بالا رفتن آب نشان می‌دهد همه چیز به هم ریخته، درحالی‌که آب باید مسیر طبیعی خودش را برود، نه اینکه هر روز مسیر جدیدی برای آب پیدا کنیم و در کار طبیعت دخالت کنیم.

تاوان تصمیمات اشتباه گذشته را می‌دهیم

وی با اشاره به اینکه امروز تاوان تصمیمات اشتباه دهه‌های گذشته را می‌دهیم، گفت: ازجمله اشتباهات مدیریتی، بارگذاری‌های بیش از اندازه بر روی حوضه زاینده‌رود بوده است. محاسبه اینکه در یک حوضه آبخیز چه میزان آب در سال حاصل می‌شود برای متخصصان آب در همه جای دنیا کار خیلی سختی نیست و همیشه می‌توان محاسبه کرد که چه میزان بارندگی داریم و چه میزان آب برای محیط زیست، سفره‌های زیرزمینی، شرب و کشاورزی و صنعت و مصارف دیگر نیاز داریم. متأسفانه نه تنها این محاسبه انجام نشد، بلکه بارگذاری‌های بیش از اندازه بر روی حوضه زاینده‌رود اتفاق افتاد.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان با اشاره به اینکه همه آبی که در زاینده‌رود جاری می‌شده از سرچشمه چهارمحال و بختیاری نیست و بخشی مربوط به غرب استان اصفهان است، افزود: میزان بارندگی در سرشاخه‌های زاینده‌رود قابل محاسبه بوده، ولی چون محاسبه دقیقی صورت نگرفته و بارگذاری‌های بیش از اندازه بر این میزان مشخص آورد آب در سال انجام شد، یک رودخانه کهن را به نابودی کشاند.

وی با تأکید بر اینکه آب جغرافیای سیاسی نمی‌شناسند، گفت: نمی‌شود گفت آب تا این نقطه مربوط به یک استان است و اجازه نمی‌دهیم آب از این مرز رد شود، چون آب جغرافیای طبیعی دارد. البته در همه جای دنیا بشر دچار این اشتباه شد که جلوی جریان آب رودخانه‌ها را گرفت و با جریان آب بر اساس مرزبندی جغرافیایی و سیاسی برخورد کرد، پس فقط ما نیستیم که گرفتار این اشتباه شده‌ایم و خط جغرافیای سیاسی برای آب تعیین کرده‌ایم.

ترابی با تأکید بر اینکه آب باید مسیر طبیعی خودش را طی کند، تصریح کرد: سفره‌های آب زیرزمینی به هم پیوسته است، به‌طوری‌که مطالعات نشان می‌دهد آبی که به تالاب گاوخونی می‌رفته منطقه وسیعی از کویر مرکزی ایران را سیراب می‌کرده و حتی ادعایی وجود دارد که تالاب گاوخونی سفرهای آب زیرزمینی تا حدود سیرجان را تقویت می‌کرده است. اما با خشک شدن سفره‌های آب زیرزمینی، فرونشست زمین اتفاق افتاد و کانون‌های گردوغبار هر روز گسترده شد.

بی‌توجهی به جغرافیای طبیعی و صدای پای آب

وی به بی‌توجهی به کاربری اراضی اشاره و اظهار کرد: هرجایی رسیده‌ایم روی کاغذ برنامه‌ای برای تولید محصول نوشته‌ایم، درحالی‌که تولید هر محصول زراعی و باغی در جایگاه خودش باید اتفاق افتد و نمی‌توان زمینی که کاربری مرتع، محیط زیست و یا حتی کویری دارد را با صرف هزینه بالا و پمپاژ و لوله‌کشی آب تغییر داد و به کاربری کشاورزی تبدیل کرد. این همان بی‌توجهی به جغرافیای طبیعی و صدای پای آب است.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان بار دیگر با تأکید بر اینکه آب باید مسیر طبیعی خودش را طی کند، توضیح داد: این مفاهیم اکولوژیک است که بشر به آن توجه نکرد و الان دارد تاوان آن را می‌دهد. همین اتفاق در هورالعظیم، دریاچه ارومیه، دریاچه مهارلو، تالاب گاوخونی و بسیاری از نقاط دیگر افتاد چون مسیر آب را تغییر دادیم و اصلی‌ترین مسیر حرکت آب در طبیعت که بازچرخانی است را به هم زدیم، آب را به هرکجا خواستیم بردیم که باعث شده تمام معادلات محیط زیست و طبیعت به هم بریزد.

وی طبیعت را هوشمندترین سیستم به هم پیوسته دانست و گفت: هرکجا طبیعت را دست‌کاری کنید جای دیگری خراب می‌شود و بشر را دچار گرفتاری می‌کند. به‌عنوان‌مثال تاجری را در نظر بگیرید که ورشکسته می‌شود اما می‌خواهد با همین روش جلو برود تا بالاخره پول دربیاورد و بدهی‌هایش را بدهد، اما بیشتر و بیشتر بدهکار می‌شود. حوضه آبریز زاینده‌رود هم دچار ورشکستگی شده، اما هنوز داریم بار جدیدی بر دوش آن می‌گذاریم.

ترابی معتقد است باید به حرکت طبیعی آب در محیط زیست برگردیم، حق‌هایی که به ناحق ایجاد کردیم را برگردانیم و بارگذاری‌های بیش از اندازه را قطع یا حداقل کم کنیم. متأسفانه همین الان بارگذاری‌های جدیدی در حوضه زاینده‌رود در حال انجام است که میخ آخری بر تابوت حوضه زاینده‌رود است.

آب که سر بالا برود…

وی با اشاره به اینکه آب اگر روزی با پای خودش به جای می‌رفت الان هم باید برود، افزود: یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید «آب که سر بالا برود سر بالا برود قورباغه ابوعطا می‌خواند» درست است این یک ضرب‌المثل است، ولی واقعیت تاریخی است و سر بالا رفتن آب، نشانه به هم ریختن همه چیز است.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان خشکی، گردوغبار، فرونشست زمین، از بین رفتن محیط زیست، کشاورزی، بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و … را حاصل دخالت در کار محیط طبیعی دانست و گفت: نمی‌توانیم زیست کره هوشمند را نادیده بگیریم، درحالی‌که اگر به جای تغییر طبیعت اجازه می‌دادیم مسیر طبیعی محیط زیست طی می‌شد و در کنار آن بودیم نه در روبروی آن چنین اتفاقاتی نمی‌افتاد، اما بشر فکر می‌کند باید همه چیز را به نفع خودش تغییر دهد و تبعات آن را هم می‌بیند.

وی با بیان اینکه برداشت‌ها از حوضه آبریز زاینده‌رود باید کنترل شود، تصریح کرد: با این وجود نمی‌شود در چاه‌های آب را بست و مردم را گرسنه گذاشت، اما باید به دنبال اصلاح اشتباهات گذشته باشیم، نه ادامه همان اشتباهات. منطقه خاورمیانه، کشور ایران و فلات مرکزی مناطقی نیستند که کشاورزی تابستانه برای آن مفید باشد، بلکه باید کشاورزی پاییزه و زمستانه داشته باشند، در فاصله زمانی خرداد تا اول آبان هزار و ۵۰۰ میلی‌متر تبخیر داریم، اما می‌توانیم همین کشت را در فصل پاییز تا اوایل بهار انجام دهیم.

تغییر الگوی کشت تابستانه به پاییزه

ترابی به تغییر الگوی کشت اشاره و اظهار کرد: تغییر الگوی کشت یعنی همین که به جای کشاورزی تابستانه، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های کشاورزی را به پاییز تا اوایل بهار منتقل کنیم، در این صورت قسمت بسیار عمده‌ای از مصارف بی‌رویه کاهش پیدا می‌کند، چون در این بازه زمانی بارندگی بیشتر و تبخیر کمتری داریم و درمجموع شرایط برای کشاورزی بهره‌ورتر است، یعنی اگر یک مترمکعب آب داشته باشیم و بخواهیم گیاه علوفه‌ای تولید کنیم، در تابستان ۴ تا ۵ کیلو علوفه تولید می‌شود، ولی همین در پاییز و اوایل بهار ۱۰ تا ۱۲ کیلو علوفه تولید می‌شود، چون هدر رفت و تبخیر و تعرق آب نداریم.

وی خاطرنشان کرد: یکی از اشتباهات عامه مردم این است که فکر می‌کنند الگوی کشت فقط عوض کردن نوع کشت است، درحالی‌که تغییر الگوی کشت یعنی تغییر نوع کشت، تاریخ، فصل کاشت، کودهای مصرفی و … به‌طورکلی باید تفکر و دیدگاه را تغییر دهیم چون با تغییر چند گیاه نمی‌شود کاری از پیش برد.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان یادآور شد: آمایش سرزمین در دنیا می‌گوید هر فعالیتی که می‌خواهید در هر گوشه از زیست کره زمین انجام دهید باید همه جنبه‌های زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فاصله از دریا، صادرات و واردات، امنیت و … را در نظر بگیرید. در بخش صنعت اشتباه این بود که آمایش سرزمین صورت نگرفت. صنعت سودآوری دارد ولی می‌توانست با ضرر و زیان‌های کمتری اتفاق افتد، همان‌طور که فولادسازی سود ده و اشتغال‌زا است، اما اینکه در فلات مرکزی ایران که از سفره‌های زیرزمینی آب استفاده می‌کند احداث شود اشتباه است.

تهدید زندگی پنج میلیون نفر

وی با طرح این سؤال که جابجایی پنج میلیون نفر در فلات مرکزی ایران هزینه بیشتری دارد یا انتقال کارخانه‌ای به کنار خلیج‌فارس؟ گفت: این یک سؤال جدی است که می‌توان محاسبه کرد، چراکه فرونشست زمین در حال اتفاق افتادن است و زندگی پنج میلیون اصفهانی را تهدید می‌کند. سیاست‌گذاران و مسئولان باید پیش از اینکه دیر شود الان تصمیم بگیرند.

ترابی گفت: به‌عنوان یک متخصص کشاورزی می‌توانم ده اولویت بنویسم ازجمله ساماندهی صنعت، انتقال صنعت در صورت امکان، استفاده از تکنولوژی روز دنیا برای استفاده بهینه از فاضلاب، سرمایه‌گذاری بر روی کشت پاییزه، کم کردن قسمت عمده‌ای از کشت تابستانه و بردن به سمت کشاورزی عمودی یا گلخانه‌ای و … اما پیش از همه این‌ها باید از مسیرهای اشتباه گذشته برگردیم.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان با بیان اینکه باید دست از سر طبیعت برداریم و دخالت‌هایمان را در طبیعت کم کنیم، گفت: برخی نقاط آب را از مسیر طبیعی خارج و به زور به بالا منتقل کردیم تا باغ احداث کنیم اما امروز چاره‌ای نداریم، جز اینکه از مسیر اشتباه گذشته برگردیم و اجازه دهیم طبیعت کار خودش را بکند.

انتهای پیام

لینک کوتاه

esfanemoooon.ir/?p=82144

آخرین مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up